روزهای پیاپی - تاریخ: 1397/5/28 ساعت: 5:10
یه شب با شیخ پیادهروی میکنم و احساس میکنم غرق در تمام سوالات و جوابهاش هستم. شب دیگری هم باید ذهنم را از نبایدها خالی کنم. جواب سوالات دیگران.
اون یک روز توی کافه که ۵ دقیقه گریه کردم - تاریخ: 1397/3/24 ساعت: 15:59
فکر کنم باید یک بار برای همیشه تکلیف خودم با ناراحتیهام از گذشته رو حل کنم. مثلا یک صحنهای بود ۵ سال پیش یک آدمی داشت با من حرفهایی میزد که توی روزمرهی همیشگیمون هم آثاری ازش پیدا میشد. این سوال یه مدتیه آزارم میده که چرا اون روز توی اون شرایط زدم زیر گریه و چرا بعد از اون کلا همه چیز طور دیگهای شد....
توضحیاتی درمورد پست قبل - تاریخ: 1397/3/24 ساعت: 15:59
اگرچه من حدس میزنم که کسی این بلاگ رو واقعا دنبال نمیکنه که منو واقعا بشناسه و خودم هم از حقایق درونی خودم خبر دارم. اما میترسم که با برداشتی اشتباه از حرفایی که زده بودم... حقیقت اینه که تمام اون ری اکشنهایی که من اون روز نشون دادم بی اراده بودن. تماما کنترلم رو اون شب رو تا اقلا چند هفته بعد از او...
درس امروز - تاریخ: 1397/3/2 ساعت: 10:20
اتفاقی که امروز افتاد این رو به من یادآوری کرد که ما در زندگیمون قراره رضایت خدا رو جلب کنیم. بنده خدا هم اگر رضایتش قراره جلب شه باید به هدف رضایت خدا باشه. پس بی هدف رضایت کسی رو جلب نکنیم. حواسمون باشه بی مورد بندا خدا رو هم از خودمون ناراضی نکنیم.
دوران بسیار سخت - تاریخ: 1397/3/2 ساعت: 10:20
خیلی خستهام از دست آدما.خیلی!نمیدونم چیه توی این دوران زندگی اینقدر کار سخته.ولی خیلی خیلی خستهام از وضعیتی که دارم میبینیم.یک مشت آدم که فقط بلدن منو اذیت کنن و اصلا حتی حاضر نیستن ورودی بگیرن و فقط میخوان هرچی هست و نیست رو بریزن روی سر آدم به عنوان حرف خودشون.دلم میخواد برم مدتی در جزیره تنها زند...
یاد - تاریخ: 1397/3/2 ساعت: 10:20
پارسال حدودای تیرماه بود که رفته بودیم با چندی از دوستان مشهد. همگی درمانده، همگی خسته و همگی امیدوار به رحمت و یاری امام رضا. به نظرم یکی از عجیبترین سفرهایی بود که دیده بودم. چون هرکسی انگار اون چیزی که از ته دل میخواست رو بدست آورد. من اون زمان خیلی خیلی اسیر احساسات درونیم بودم، انگار گیر کرده ب...
بهار-عشق - تاریخ: 1397/1/26 ساعت: 5:53
بهار آدم رو عاشق میکنه.حیف که من بلد نیستم کاری باهاش بکنم.
تکرار - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
روزی صد بار به خودم میگم که اینکارو نکن!
مرگ - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
ای کاش آن قدمی که میخواستم را برمیداشتی...ای کاش میدیدی که چقدر نابودم...ای کاش میدیدی اینها رو...ای کاش صدایی از تو میشنیدم...
حق - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
هرچیزی که به سرم میاد، بلایی هست که خودم سر دیگران در آوردم....حقمه!
رنگارنگ - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
اخیرا شبهای روشن رو از جایی گرفتم. یادت افتادم. بهترین دوستم بودی! یادت بخیر...
بی نصیب - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
همیشه چند سال عقبم. ای کاش میشد با دیگران همقدم بودم.اما مشکلم این بوده همیشه که باید میفهمیدم چرا دارم هر کاری رو میکنم.چرا قسمتهای مدفونی از درونم زنده میشن و میکشمشون.چرا چارهای جز این ندارم؟ :(
زمین خوردن دوباره - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
چند روزیه که ایمیلی که گفتم رو زدم. حدس میزدم که به دلایل مختلفی جواب نگیرم. ولی الان احساس ناراحتی بیشتری دارم در خودم. بدترین قسمتش اینه که کاریش نمیتونم بکنم!
شروع تازه - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
امیدوارم که شروعهای تازه، با شادی همراه باشه.
دیدار شیخ - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
نه ماه پیش که میرفت، آخرین باری که دیدمش، توی نمازخونهی شرکت بود که من نشسته بودم بعد از نمازم بود و او نماز میخواند.چقدر انرژی بخش بود آن نمازی که میخواند.امروز که دوباره دیدمش، تمام حسهای خوب در من زنده شد. تمام حسهایی که ۹ ماه از نبودنش درد کشیدم.حسهای خوب لزوما به شادی منجر نمیشوند. بعضی وقتها ش...
راه طولانی - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 23:46
یاد میاد که یک زمانی آرزوهای بزرگی داشتم که حس میکردم خیلی فاصلهی زیادی ازشون دارم. واقعا هم همینطور بود. مثلا یک زمانی خیلی آرزوی بزرگی برای من محسوب میشد که بتونم یک پروژه/محصولی رو کاملا از صفر شروع کنم و بعد از چند ماه به خروجی اوریجینال برسونم که معادل خارجیش موجوده. یک دفعه سر برمیگردونی میبین...
خفه - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 19:50
خیلی درگیر این مسئلهام که ناراحت نداشتههای خودم نباشم.اما مشکلم اینه که نداشتههای الانم خیلیاش داشتههای گذشتست. باید یک طوری از این باتلاق بیام بیرون!
عبادت یا معرفت - تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 16:06
من حقیقتا نمیدونم که چی شد که ما شروع کردیم به اینکه که خدا رو برای مقاصدمون بخوایم.یک زمانی بود که مقاصدمون رو خدایی تعیین میکردیم و برای خدا زندگی میکردیم.همش پسرفت... تف... تف...
بازنده - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:35
بازنده واقعی کسیه که همه چیز رو فدای یک چیز کنه و اون یک چیز رو هم بدست نیاره!بازنده واقعی... منم!
یک امید - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 6:10
یک روزی میرسه که قدرت پاک کردنش رو پیدا میکنم.یک مسیرهایی در زندگی باید طوری طی بشن که هیچوقت توی regret نباشه!این مسیر هم یک نمونهاش هست...

برچسب‌های مرتبط

دخترک کبریت فروش | دخترک ژولیده | پیاده روی اربعین | پیاده رو | پیاده روی | صبحگاهی علیزاده | صبحگاهی حسین علیزاده | صبحگاه مشترک ارتش | دعا عافیت | دعای عافیت و سلامتی